شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید.
مقدمه
با مطالعه مستندات تاریخی و همچنین بررسی آمار و ارقام ثبتشده از تولید پارچه در قرون مختلف، میتوان به دیرینگی صنعت نساجی و بافندگی در ایران پی برد. از قرون گذشته تاکنون، صنعت نساجی یکی از مهمترین صنایع کشور بهجهت اشتغالزایی، رونق تولید و ارزآوری بوده و بهعنوان هنری دیرینه بهشمار میرود. از همان نقطه آغاز بافندگی در ایران که برابر با اواخر دوران اشکانی و اوایل دوران ساسانی است، با واردات کرمهای ابریشم، تولید پارچه ابریشمی شروع شد. بعدها در قرن 17 میلادی که برابر با دوران صفوی در ایران بود، پارچهبافی یکی از اصلیترین صنایع دستی ایران محسوب میشد. در نهایت، در سال 1229 هجری، 172 سال قبل، اولین کارخانه پارچهبافی به سبک اروپایی در ایران ساخته شد و طولی نکشید که ایران طلایهدار صنعت نساجی در خاورمیانه شد.
از حدود یکصد سال قبل، با ارتقای قدرت خرید و فرهنگ عموم، استفاده از امکانات رفاهی برای اغلب مردم امکانپذیر شد. از جمله این امکانات، پوشاک و اثاث منزل بود؛ تا قبل از آن تنها پادشاهان و اقشار عالیرتبه کشور از پارچههای تولید داخل برای لباس و از مبلمان اولیه مانند میز و صندلی برای منازل استفاده میکردند. بهتبع افزایش تقاضا و پیشرفت ابزارآلات، نهایتاً در سال 1325 اولین کارخانه نئوپانسازی در چمخانه از ضایعات جنگل و کشاورزی، جهت تولید مبلمان صفحهای و کمد، صندوق، میز، تخت و … راهاندازی شد. در نتیجه، با پیشرفت صنعت مبلسازی از حدود یکصد سال قبل، تولید پارچههای رومبلی ابتدا از پشم گوسفند و بز و تکنولوژی بافت تار و پودی در شهر یزد و شهر مشهد شکل گرفت که اولین مراکز تولید پارچه رومبلی در ایران بودند.
امروزه با پیشرفت تکنولوژی و با وجود تمام مشکلات تحمیلشده بر صنعت نساجی کشور، ایران همچنان با تکیه بر تجربه چندینساله پیشکسوتان این صنعت و همت بلندبالای جوانانش، منسوجات ایرانی را در بازارهای جهانی به عرصه نمایش میگذارد تا صنعت نساجی چندصدساله ایران بهعنوان یکی از پایههای اقتصاد کشور بهشمار برود. به همین منظور، در این مقاله به مروری بر تاریخچه نساجی ایران با تخصص پارچه رومبلی پرداخته شده است.
کلمات کلیدی: تاریخچه نساجی، بافندگی، مبلمان، پارچه رومبلی
تاریخچه تولید اولین منسوجات در ایران
در سال 419 قبل از میلاد (حدود 2700 سال قبل)، برای اولین بار کرمهای ابریشم از چین وارد ایران شدند که نقطه آغاز تولید پارچه در ایران بود. از سال 300 میلادی (1900 سال قبل) که حدوداً مصادف با زمان ساسانیان در ایران بود، تولید ابریشم در داخل کشور آغاز و پارچههای ساسانی شکل گرفت. بههمین سبب، از قرن سوم میلادی تولید پارچه لباسی تحول چشمگیری در داخل کشور ایجاد نمود. همچنین از اواخر قرن پنجم میلادی تا اوایل قرن هفتم میلادی، تولید پارچه و لباس رو به افزایش بوده است. بنابر مستندات، بعدها در قرن 17 میلادی (500 سال قبل) پارچهبافی، فرشبافی و گلدوزی جزء صنایع دستی ایران محسوب میشدند که برابر با دوران صفوی در ایران بود. یک قرن بعد، در زمان قاجاریه، منسوجات ابریشمی و پشمی، بافندگی و گلدوزی ایران را به اوج رساندند.
پس از گذشت 100 سال، در قرن 19 میلادی، پارچههای روسی وارد ایران شدند. با پیشرفت تکنولوژی و بررسیهای انجامشده بر پارچههای وارداتی، در سال 1229 (172 سال قبل)، اولین کارخانه سبک اروپایی در ایران تأسیس شد و از اولین مؤسسات کشور بود که از فناوری نوین برای تولید پارچههای پنبهای استفاده میکرد. در دورانی که ریسندگی و کشبافی جزء اشتغالهای جهانی شده بود، در ایران نیز تولید پارچههای فاستونی از ابریشم، پنبه، پشم و کتان شکل گرفت. در همان سالها کارخانه نخریسی و بافندگی بهترتیب در کاشان و تهران ساخته شد، اما بهدلیل کمبود تکنسینها و زیرساخت فنی، ایران همچنان وابسته به واردات پارچه بود. در نهایت، ایران برای کاهش وابستگی به واردات، با شرکای تجاری خود تفاهمنامههای اقتصادی جدیدی را بسته و کارخانجات نساجی و دیگر شرکتهای دولتی بلافاصله از طریق تعرفه گمرکی و موانع غیرتعرفهای از حمایت دولت برخوردار شدند.
با توجه به وجود شرایط مساعد، در سال 1281 کارخانجات نخریسی در سمنان و سال 1287 در تبریز راهاندازی شدند. علاوه بر این، در سالهای 1310 الی 1317 حداقل 29 کارخانه نساجی با مقیاس بزرگ توسط دولت و سرمایهگذاران خصوصی تأسیس شد. همچنین 8 کارگاه در اصفهان و بهدنبال آن یزد با دو کارگاه و بعلاوه کرمان و ساری، صنایع کشبافی و جوراببافی را افتتاح کردند.
در سال 1319 تعداد کارخانجات نخریسی به 76 واحد رسید و کارخانجات نساجی مدرن با 24500 نفر کارگر فعال شدند. در سال 1328 تولید داخلی صنعت نساجی بیش از 55 درصد نیاز کشور را تأمین میکرد که طی سال 1329 به اوج خود رسید و مصرف پارچه دو برابر شد. عمده مواد اولیه خام نساجی در آن سالها از کشت پنبه تأمین میشد. اما پس از چند سال، در سال 1340 رکود اقتصادی منجر به کاهش تقاضا و بهتبع آن بسیاری از کارخانجات تعطیل شد. بههمین سبب، فعالان این صنعت از دولت خواستند تا واردات منسوجات را ممنوع کند.
بین سالهای 1341 الی 1345 دولت سرمایهگذاریهای خارجی را ممنوع کرد و باعث شد صنعت نساجی بهدنبال صادرات رفته و تا سال 1351 صادرات خود را به 6 درصد برساند. با این وجود صنعت نساجی بهدلیل تقاضای بالای داخلی و پشتیبانی قوی دولت به رشد خود ادامه داد. بین سالهای 1359 الی 1372 ظرفیت تولید رشد کرد، ولی همچنان تقاضای داخلی را پوشش نمیداد. مابین سالهای 1363 الی 1376 حدوداً 55 میلیون قطعه پارچه در ایران تولید شد. صنعت نساجی ایران که متشکل از شرکتهای ریسندگی، بافندگی، کشبافی، رنگرزی و چاپ بود، در زمینه تولید الیاف طبیعی و سپس الیاف مصنوعی رشد چشمگیری داشت. پس از طی دوران رکود ناشی از واردات بیرویه پارچه از چین، در بخش تولید پارچههای سنگین، با ورود تکنولوژی و ماشینهای مدرن در اواخر سال 1396، بخش خصوصی در ایران یکی از بزرگترین خطوط تولید در خاورمیانه را راهاندازی کرد و اکنون تولید پارچههای تاریحلقوی و پودیحلقوی از الیاف مصنوعی (پلیاستر) جزء افتخارات ملی ایران در سطح منطقه است.
تاریخچه تولید پارچه رومبلی
با توجه به آثار موجود در موزهها و کتب تاریخی، صندلی کشفشده مفتولی کوچک در املش متعلق به 3500 سال قبل در موزه ایران باستان، نشانگر استفاده از صندلی و نشیمنها از هزاران سال قبل در ایران است. بهطور کلی، در فرهنگ و سنت ایرانیان، نشستن و خوراک خوردن و خوابیدن در قرنهای متمادی بر روی زمین بوده و تختنشینی فقط منحصر به پادشاهان بوده است. در نتیجه، استفاده از انواع میز و صندلی، تخت و مبل در بخش عیاننشین از یکصد سال قبل متداول گردیده است. با پیشرفت صنایع مبلسازی و درودگری از حدود یکصد سال قبل، تولید پارچههای رومبلی ابتدا از پشم گوسفند و بز و تکنولوژی بافت تار و پودی در شهر یزد و شهر مشهد شکل گرفت. سپس به واسطه الیاف مصنوعی، بافت پارچههای مختلف برای مبلهای سلطنتی و استیل (کلاسیک) رشد کرد و بهدلیل تقاضای بازار، از کشورهای ترکیه و چین نیز وارد کشور شد. بافت پارچههای تزئینی و پردهای با دستگاههای بافندگی، به واسطه داربستهای چوبی عرضی و افقی بهصورت تار و پود و همچنین اختراع آلت تارکش (تارگرزان)، پس از پارچه لباسی، در پارچههای مبلی و پردهای بافته شد. از دوران پهلوی اول برای انواع صندلی، مبل، انواع رومیزی، روتختی، پرده، رویه تشک و بالشت مصرف شد. همچنین با ظهور راهآهن، برای صندلی قطار و در پی آن، صندلی خودرو مورد استفاده قرار گرفت.
از سالهای 1310 ساخت مصنوعات چوبی، بهخصوص مبلمان، رو به صنعتی شدن رفت و در سال 1325 با راهاندازی اولین کارخانه نئوپانسازی در چمخانه از ضایعات جنگل و کشاورزی، مبلمان صفحهای و کمدسازی، صندوقسازی، میز و تخت و غیره رو به افزایش یافت. هرچند صنایع مبلمان قدمت صنایع نساجی را نداشت، ولی بهدلیل تنوع محصولات چوبی و بهکارگیری آن در بخشهای مختلف، پیشرفت بسیار بالایی را همراه داشت.
در اواخر دهه 50 بهدلیل انقلاب در ایران و پس از آن، در دهه 60 بهدلیل جنگ با عراق، صنایع مبلمان ایران از سبد کالاهای ضروری مردم خارج و این صنعت وارد رکود شد. اما از دهه 70 با ورود تکنولوژیهای مدرن در بخش ماشینآلات و تقاضای بازار، صنایع مبلمان ایران رشد کرد و رفتهرفته در فرهنگ شهرهای کوچک و حتی روستانشینان رخنه کرد. در پی آن، صنایع جانبی همچون صنایع شیمیایی، ابر و اسفنج و صنایع پارچه رومبلی رشد چشمگیری در تقاضا پیدا کرد.
پیشرفت تولید پارچه رومبلی از نخ پنبهای (الیاف طبیعی) و کتان (سانتوک) که جزء الیاف طبیعی است و سپس مخمل که ابتدا از الیاف طبیعی و در ادامه از الیاف مصنوعی ویسکوز و پلیاستر تولید گردید، با تقاضای بسیاری مواجه شد. از طرفی با افزایش فزاینده مبلمان مدرن، بهخصوص از نوع پارچهای مانند مبلمان راحتی، کاناپهها و انواع صندلی ناهارخوری، مبلمان اداری، انواع سرویس خواب، پرده و دیوارپوشهای پارچهای در دهههای گذشته، نیاز به پارچههای تاریحلقوی و پودیحلقوی را نسبت به پارچههای تاریپودی افزایش داد.
امروزه پارچههای الیاف مصنوعی از نوع بافتهای حلقوی با تکنولوژیهای نانو، پارچههایی با شاخصهای کیفی ضدباکتری، ضد آب، مقاوم به اشتعال و حریق، در کنار صنعت مبلمان ایران، محصول قابلصادرات با ارزش افزوده بالا را رقم میزنند.
برخی از آمار ثبتشده از صنعت مبلمان و پارچه رومبلی کشور
براساس آمار برگرفته از سایتهای مرکز آمار ایران و وزارت صنعت، معدن و تجارت، اتاق بازرگانی ایران و همچنین اتاق اصناف ایران و بررسی کدهای فعالیت و مشاغل (آیسیک)، آمارهای ذیل استخراج گردیده است (تا پایان سال 1400):
تعداد 238 واحد بزرگ بالاتر از 50 نفر پرسنل با تولید میانگین 15 دست هفتنفره در روز، با احتساب 300 روز کاری در سال، 1 میلیون و 170 هزار دست مبل هفتنفره و میز و صندلی ناهارخوری در حال فعالیت هستند.
تعداد 2871 واحد متوسط کمتر از 50 نفر و کارگاههای حدود 10 نفر در حال تولید، تعمیر و رویهکوبی و روکش مبلمان هستند و بهطور میانگین روزانه 2 دست مبل هفتنفره در مجموع 300 روز کاری، معادل 1 میلیون و 722 هزار و 600 دست تولید میکنند.
سهم صادرات انواع مبلمان شامل نشیمنهای راحتی و استیل، صندلیهای ناهارخوری و آشپزخانه، مبلمان صفحهای شامل کمد، تخت، کابینت آشپزخانه، مبلمان اداری، حدود 60 میلیون دلار در سال 1400 بوده است.
واردات مبلمان در پنج سال گذشته به کشور ممنوع بوده و یا بهصورت قطعه نیمهساخته یا قاچاق و پیلهوری از مبادی غرب و جنوب کشور وارد چرخه مصرف گردیده است.
با توجه به آمارهای ارائهشده، توان تولید حدوداً 70 میلیون متر مربع پارچههای سنگین رومبلی و دکوراسیون با نوع بافت تاریپودی، تاریحلقوی و پودیحلقوی در کشور وجود دارد و اگر میزان یک میلیون دست هفتنفره مبلمان کلاسیک (استیل) و مدرن (راحتی پارچهای) را ملاک قرار دهیم، با احتساب 65 درصد مدرن و حدود 40 متر برای هر دست، 26 میلیون مصرف تاریپودی، 35 درصد مبل کلاسیک با حدود 15 متر برای هر دست، 6 میلیون متر مربع مصرف تاریپودی میباشد. 32 میلیون متر مربع و حدوداً 10 میلیون متر مربع بابت تعویض پارچه مبل و رویهکوبی مجدد را محاسبه میکنیم که عدد 50 میلیون متر مربع را میتوان متصور شد. مابقی توان تولید ایران را میتوان در بخش پردههای دکوراتیو و دیوارپوش با پوشش پارچه و رویهکوبیشده دانست.
نتیجهگیری
از دیرباز تاکنون، صنعت نساجی یکی از بازوان قدرت ایران بوده است. به جرأت میتوان گفت میزان تأثیرگذاری این صنعت بر مقوله اشتغال، ارزآوری و بالتبع، رونق تولید، بهمراتب بیشتر از صنایع دیگر است. علاوه بر میزان بالای تأثیرگذاری صنعت نساجی، تأثیرپذیری آن از عوامل اجتماعی نیز لازم به ذکر است؛ عواملی همچون واردات بیرویه، اشاعه فرهنگ مصرف کالای خارجی، بالا بودن هزینههای تولید، فرسودگی ماشینآلات مربوطه و عوامل مشابه دیگر. با توجه به وجود موانع مذکور، رشد و تداوم فعالیت یک صنعت به سختی خواهد بود. با توجه به بررسیهای انجامشده، همانطور که ایران در سدههای چهارم و پنجم هجری یکی از صادرکنندگان برتر جهان محسوب میشد، اکنون نیز میتواند به جایگاه خویش بازگردد. از این رو، نیروی جوان کشور میتواند با عزم راسخ و به پشتوانه تجربه پیشکسوتان به این امر جامه عمل بپوشاند.
همچنین صنعت مبلمان ایران بهعنوان صنعتی زودبازده و با محصول دارای ارزش افزوده بالا میتواند محصولاتی با پتانسیل صادراتی در منطقه کشورهای خلیج فارس، عراق و کشورهای آسیای میانه داشته باشد و ارزآوری چشمگیری را رقم زند. همچنین میتواند در کشور، علاوه بر روند مثبت اشتغالزایی، سبب طرح مباحثی چون بازیافت مواد، استفاده بهینه از منابع و انرژی، کاهش هزینهها و بهتبع آن قیمت بسیار مناسب و … شود.




